
وضع زندگی م. ب برایم آشکار است. بابت مریضی همسر از بنده کمک خواست. خودم نتوانستم بپردازم. وعده کردم با افرادی در میان بگذارم. مسافرت رفتم تا حاجی فلانی را ببینم. هفتاد هزار تومان کرایه داده بودم. حاجی فلانی دویست هزار تومان داد. به خودم گفتم هفتاد هزار تومان هزینه کردی که دویست هزار بگیری. اما همین مقدار برای آن جوان مهم است. مدتی بعد خودم یک تومان به ایشان دادم. نزدیک یک سال است برنگردانده. نمیتواند برگرداند. مشکلاتش بیشر شده است. همچنان باید از او حمایت کرد. + نوشته شده در ساعت ت...
ادامه مطلب
xa0کوچکترین گرفتار شوهر معتاد شد. طلاق گرفت وxa0با دختر پنج ساله اش در جنوب تهران در خانه ای اجاره ای ساکن است. این بانو کمتر از پانصد هزار تومان درآمد دارد. دومی در کمند مریضی افتاد و مجبور به کوچ شد. چند نوبت دارو نخرید یا نزد پزشک معالج نرفت، و فقر بزرگترین سیاهی است. سومیxa0شوهرش مریض شد.xa0در حد توان برایش کاری کردم. مدتی بعد خودش هم مریضxa0شد.xa0درد دل کرد. هنوز نتوانستم کاری برایش بکنم.xa0...
ادامه مطلب
از معدود افرادی است که با پشتکار خود مدارج علمی را طی کرد. یکی دو اشتباه در تصمیم گیری تحصیلی فشار مالی نیمه سنگینی را بر او و خانواده تازه تأسیسش حاکم کرد. آقای د-ر اگر حمایت مالی شود خیرش بیشتر به اجتماع خواهد رسید....
ادامه مطلب